رادیو وبلاگستان (در دو بخش)

مقدمه رادیو وبلاگستان هدف از بازنشر سرمقاله های رادیو زمانه را بیان کرده است:

 

از روزی که رادیو زمانه شروع به کار کرد همواره با خود فکر کرده ام که باید تاریخ زمانه را نوشت. در وبلاگ زمانه که بازتاب دهنده ایده ها و اصل ها و آرزوهای من و همکاران ام برای زمانه بود بخشی هم با عنوان «تاریخ زمانه» داشتیم. تا بتدریج و در ضمن کار این تاریخ را ثبت کرده باشیم. امروز بخشی از تاریخ زمانه در دست شما ست. و برای من اسباب سربلندی است که این تاریخ را جمعی روایت می کنیم. من نوشته ام و همکاران ام نوشته اند و مخاطبان هم همراه شده اند. نقد کرده اند سوال کرده اند پیشنهاد داده اند و گاهی نویسنده وبلاگ زمانه شده اند. وبلاگ زمانه آیینه زمانه بود. تاریخ زمانه در آن منتشر است. هر یادداشت گوشه ای از این تاریخ را نشان می دهد و فرایاد می آورد.

با یکی از دوستان بی بی سی صحبت بود که آیا تاریخ تلویزیون فارسی بی بی سی را که همین سالها راه افتاده وتازه دهساله شده ثبت کرده اید. گفت که آری مجموعه بزرگی از یادداشت ها و اسناد جمع آمده ولی تدوین نهایی نشده و طبعا برای انتشارش باید منتظر ماند. باز خوب است که این همت در دوستان بی بی سی بوده و هست و این توجه که لازم است تاریخ رسانه خود را بنویسند. بسیاری از دیگر رسانه ها که در این چند دهه اخیر در خارج از ایران شکل گرفته اند هرگز کلامی در باره تاریخ خود ننوشته اند و انتشار نداده اند. من فکر می کنم تا دیرنشده دست کم باید کسانی به صورت مصاحبه و در قالب «تاریخ شفاهی» تحولات رسانه ای در خارج از ایران را ضبط و ثبت کنند.

تاریخ مدرن ایران با رسانه گره خورده است. بنابرین شناخت رسانه ها شناخت اندیشه های دوران مدرن و معاصر ما ست. این کاری است که جز بندرت انجام نشده و من مشتاق ام خود رسانه ها به انجام آن همت کنند. یعنی بخشی از تولیدات خود را به تاریخ رسانه اختصاص دهند و رسانه و تحولات امروز و دیروز آن را به صفحه ای و برنامه ای در صفحات و برنامه های خود تبدیل کنند. تنها با مشارکت بخش بزرگی از رسانه ها ست که می شود تاریخ رسانه ای دوران مدرن را بازشناخت.

زمانه رسانه ای حرفه ای بود که با غیرحرفه ای ها کار می کرد. مرکزی بود برای بی مرکزها در جامعه ایران. تاریخ اش را هم با کمک همین همکاران که در مدارهای مختلف با آن کار می کردند ثبت کرده است چنانکه در گفت و گوها و بگومگوهای این مجموعه خواهید دید و خواهید خواند. این تاریخی است که یکسویه نیست و با یک روایت معین بیان نمی شود. روایتی چندصدایی است که در آن گوینده شنونده می شود و شنونده گوینده و صحنه در اختیار یک نفر نیست. همه می توانند وارد صحنه شوند. به این ترتیب، رسانه نمونه ای مجازی از یک عرصه عمومی فعال و پرانرژی است با خطیبان و مخاطبان و منتقدان و مصلحان خاص خود. این تاریخی است که به دست گروهی بزرگ ساخته شده و روایت شده است.

 

درباره این بازنشر

سعی من بر این بوده که در انتشار مطالب وبلاگ زمانه هیچ چیزی تغییر نکند و ویرایش نشود مگر به ضرورت تصحیح خطایی مطبعی. چرا که قرار نبوده مطالب به روز رسانی شود. قرار بود آنچه اتفاق افتاده همچون سند تاریخی ثبت شود. بنابرین کمترین دستکاری در متن صورت گرفته است. متن های زمانه عمدتا پر از لینک به مطلب دیگر در داخل زمانه یا در وبسایت های دیگر است. اگر این مجموعه نقصی از نظر ارائه سند داشته باشد همین است که این لینک ها در متن وارد نشده است. دلایل آن هم عمدتا فنی است. یعنی یا به خاطر تبعیت از قواعد نسخه کاغذی متن است که لینک در آن فعال نیست و یا اینکه لینک ها اصولا دیگر فعال نیستند. محتوایی است که دیگر در دسترس نیست. متاسفانه. و این موضوع در مورد شماری از لینک های خود زمانه هم صادق است.

مطالب وبلاگ زمانه عمده به قلم من است. بنابرین نیازی نبود که هر بار به این نکته اشاره شود که نویسنده کیست. اما هر مطلبی که به قلم یکی از همکاران من یا مخاطبان زمانه است در همان صدر مطلب به نام نویسنده اشاره رفته است. مطالب بی امضا مطالبی است که من نوشته ام.

مرور این کتاب که پر از صدا و جنجال و نقد و گفت و شنید است برای من بسیار لذت بخش است. نه فقط به خاطر اینکه خاطره های خوب یک دوران زنده و پر جنب و جوش از زندگی من و همکاران مرا روایت می کند بلکه به خاطر اینکه دورانی از گفت و گوی همگانی را در دوره معینی از تاریخ بعد از انقلاب ثبت و ضبط کرده و ارائه می دهد. مطالعه این گفت و گوها برای اهل نظر و پژوهشگران تاریخ و جامعه و رسانه و نیز مباحث نظری از جمله درباره آزادی و سانسور و اصولا آنچه در هر دوره تاریخی «حداکثر سقف خودآگاهی ممکن» است بسیار کارآمد است و غنی از ایده و مساله.

ما زمانه را در شب 14 مرداد 1385 شروع کردیم. با یاد یکصدمین سال انقلاب مشروطه (مرداد 1285 شمسی). این کتاب را هم که حاصل قرن دوم مشروطه است باز در 14 مرداد نشر می کنیم. سیزده سال بعد در 1398. این بار در عقل سرخ که نشر کوچکی است با آرزوهای بزرگ. آرزو داشتن چیزی است که ما ایرانیان از آن دست برنداشته ایم. از دوری و درازی راه رسیدن خسته نشده ایم. آرزو مثل زندگی در روان ما جریان دارد. حالا که به مطبوعات دوره مشروطه نگاه می کنم از پیشتازی و روشن اندیشی آنان غرق ستایش می شوم. امیدوارم این کتاب در همان مسیر روشن اندیشی قرار داشته باشد.

مشروطه در یادهای تاریخی ما زنده است. اما برای من شخصا این کتاب یادآور یکی از آرمان های انقلابی است که در آن شرکت داشته ام: بگذار مردم سخن بگویند. ایده پایه مشروطه. زمانه رسانه ای بود که مردم آن را دوست داشتند اما مخالفان قدرتمند و بانفوذ و محلی اش از ایرانی و هلندی اجازه ندادند رشد کند یکی به این دلیل که با اندیشه مشارکت عمومی در رسانه آشنا نبودند یا آن را زیاده خطرخیز می دانستند یا اصلا تصور معینی از رسانه داشتند و می خواستند همان عملی شود و در آن محلی برای خلاقیت درنظر نگرفته بودند. از این بابت آلمان عهد جنگ اول روشن اندیش تر از هلند بعد از جنگ سرد است. یکی به ارزش جمع آمدن روشنفکران پی برد و به برآمدن کاوه چونان رسانه دوران کمک کرد و این یکی روشنفکران چپ اقلیت یا مجاهد خلق و این اواخر سلطنت طلبان را می پسندید که دیگر حرف تازه ای نداشتند و ناچار ارزش مسیر متفاوتی را که ما می رفتیم نشناخت. گرچه بخش هایی از این اختلافات در ضمن بحث های وبلاگ زمانه آمده است و خاصه در جلد دوم بازتاب یافته اما بحثی است که جداگانه باید دفتری به آن اختصاص داد. هر چه بود اما زمانه تاریخی بارور از خود به یادگار گذاشته است مثل ریشه ای یا دانه ای که روزی جایی دیگر در آب قرار گیرد و جوانه بزند، بشکفد. از این جهت زمانه کاری ناتمام است که هنوز باید در کمال خود روزی ظاهر شود.

این کتاب را قرار داشتم برای دوازدهمین سالگرد تاسیس زمانه منتشر کنم؛ یعنی سال پیش. اما مرگ غیرمنتظره دختر جوان ام ریحانه نازنین انتشار آن را به تاخیر انداخت. ریحانه به کار در رسانه علاقه مند بود، تماشاگر حرفه ای سینما بود، عکاس خوبی بود، و این اواخر می خواست بازیگری بیاموزد و از قضا همزمان با راه افتادن زمانه در سال 2006 جشن عروسی داشت. کتاب را با دریغیاد او تقدیم می کنم به دخترش، اِما، به این امید که روزی بتواند فارسی بخواند و دورانی سرشار از انرژی را در زندگی پدربزرگ اش بازشناسد.

 

مهدی جامی

هلند، 4 اوت 2019

14 مرداد 1398

 

 

Categories: ,

Description

“رادیو  وبلاگستان” مجموعه سرمقاله‌هایی ست که در رادیو زمانه در زمان سردبیر مهدی جامی در سایت رادیو زمانه منتشر شده اند.

 

Reviews

There are no reviews yet.

Be the first to review “رادیو وبلاگستان (در دو بخش)”

Your email address will not be published.